پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

293

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

با اين همه ، نورى توانسته است در چند سطر كوتاه ، ولى فكرانگيز ، آنچه را مىتوان دو نقش مثبت و منفى نور و آتش ناميد به روشنى مشخّص كند . مىنويسد : « در دل عارف چهار آتش هست ، آتش خوف ، آتش محبّت ، آتش معرفت و آتش شوق » « 84 » ( ص 137 ) . اين چند سطر جنبهء مثبت نماد را به دست مىدهد ، جنبه‌اى كه درآن نماد حقيقت است . نورى نمىگويد كه خوف مانند آتش است ، كه دراين صورت ، آتش استعارهء ساده‌اى بيش نمىبود ؛ بلكه از آتش خوف ( « نارالخوف » ) سخن مىگويد ، زيرا خوف آتش و عمل آن در دل عمل آتش است . و امّا خاصيّت آتش سوختن و ويران كردن است ؛ نقش نفى كنندگى و پاك كنندگى دارد . در حقيقت ، نورى مىنويسد : « آتش خوف شيرينى معصيت را مىسوزاند و آتش محبّت شيرينى طاعت را مىسوزاند و آتش معرفت شيرينى علايق ( به جهان ) را مىسوزاند و آتش شوق روح را مىسوزاند و به رضاى محبوب مىرساند » « 85 » ( ص 137 ) . اين چهار « سوختن » نماد چهار مرحلهء تصفيهء روحانى است . اولى هنگامى به انسان اصابت مىكند كه هنوز بيگانه با هرگونه زندگى روحانى است و بردهء سنّت است ، ولى با تخلّف از آن با آن به عصيان برمىخيزد . دوّمى انسان را از روح رياكارانه ، يعنى از لذّت خودخواهانهء ناشى از مؤمن نشان دادن خود به سنّت مىرهاند . سوّمى به انسان ، به قول هايدگر ، در ريشهء « دنيايى بودن » او اصابت مىكند و همهء دلبستگيهاى او به جهان را از بين مىبرد ، نه تنها دلبستگيهاى حرام ، بلكه همچنين دلبستگيهاى حلال يا حتى مقرّر را ، و بالاخره ، سومى روح را مىسوزاند ؛ اين لفظ يك بار در قرآن براى اشاره به پاداشهايى كه مقرّبان در آخرت خواهند گرفت آمده است : فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ ، فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ : امّا اگر از مقرّبان باشد ، براى اوست آسايش و روزى و بهشت پرنعمت ( واقعه ، 89 و 90 ) . نورى جزء را به جاى كلّ مىگيرد و در كلمهء « روح » كلّ نعمتهاى آن جهان را جاى مىدهد و خاطرنشان مىكند كه عارف به « رضاى محبوب » نمىرسد مگر آنكه شوق به خدا شوق به بهشت را بسوزاند . « 86 » اين است دو نقش آتش . و امّا نورى اين دو نقش را به نور نيز نسبت مىدهد ، ولى با توسّل به مقولاتى ديگر مىنويسد : « در دل عارف سه نور هست : نور معرفت ، نور عقل و نور علم . معرفت چون آفتاب است و عقل مثل ماه و علم مثل ستارگان » ( ص 137 ) . اگر در اينجا باز هم سخن از معرفت است ، بايد آن را به معنى ديگرى دريافت . از آن جهت كه مانند آتش است ، در

--> ( 84 ) . نقل از ترجمهء ذكاوتى ، پيشگفته ، ص 105 - م . ( 85 ) . همانجا . ( 86 ) . نگاه‌كنيد به ، بالاتر ، به توضيحات ما دربارهء دو سعادت . همچنين بايد رابعهء عدويّه را به ياد آورد كه مىخواست آتش دوزخ را خاموش كند و بهشت را به آتش بكشد تا آن را نابود كند .